أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
131
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
بعضى منازل بگذشته به نواحى موضع جبانى رسيدند ، گرد لشكر و طوفان حشر شيرانشاه مشاهدهء غازيان شد . صغار و كبار آن لشكر گردونوقار مراسم شكر كردگار به جاى آورده گوييا از تلاقى ايشان به دولت و سعادت سرمد تلاقى گشتند . و چون مخالفان بىتمكين از رسيدن لشكر شاه باداد و دين واقف گشتند ، غير از پاى فشردن در ميدان جدال ايشان را به طريق ديگر بردن محال نمود ، لاجرم لشكر حشرات اثر را بر جنگ تحريض نموده به ترتيب و يساميشى مشغول گشته هركس را از امرا و سرداران و اولوس و ايماق در مكمنى منزل و وثاق تعيين نموده ، بايستادند . شاه ديندار دولت [ 163 ] بر يمين و بر يسار پاى ثابت و وقار در زمين توكّل استوار كرده منتظر انظار عنايت ائمّهء بزرگوار بوده و امراء مثل عابدين بيك تواچى كه در روز رزم شمشير عدو را آيينه در غلاف نهفته و پيكان تير را غنچهء ناشكفته و كمان آن گروه بدكمان را توأمان با پيران خميده و نيزه را محبوبى به خوبى سركشيده مىدانست و باقى امراء چون خلفا بيك و حسين بيك لله و خان محمّد استاجلو و بيرام بيك قرامانلو و عوض سلطان و قراخان و قراچه الياس و الياس بيك ايغود اوغلى و سلطان بيك افشار و ساير اركان دولت پايدار به ترتيب لشكر از جوانغار و برانغار و قلب و ميمنه و يسار مأمور گشتند . ايشان از ممرّ كياست و تميز ، لشكر را به مثابهاى ترتيب نمودند كه گوييا جوانغار را نصرت دادار مشغول بود و برانغار را فتح و تأييد پروردگار نگهبانى مىنمود . قلب خود به فرّ جود كسى قوىدل بود كه گوييا به تأييد حلّال هر مشكل زبان بيانش به ميراث جد همايون جد به اين رجز قايل بود كه : انا على و ابن عبد المطّلب * احمى « 1 » ذمارى و اذبّ عن حسب و الموت خير للفتى من الهرب « 2 » * آنم كه به نام و نَسَبَم از همه فرد حفظ نسب خويش و حسب خواهم كرد
--> ( 1 ) . نسخهء : اخى . ( 2 ) . ديوان حضرت على ( ع ) ص 22 . نام من على و پسر عبد المطّلب مىباشم ، از اسم و رسم پدران و حسب خود دفاع مىكنم ، مرگ براى جوانمرد از فرار بهتر است .